عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٧ - كتاب حجر اسباب حجر
ترجمه:
و همچنين در جائى كه دافع دو قرض به عهده داشته كه يكى از آندو خالى از رهن بوده و ديگرى در قبالش وثيقه مىباشد و وى ادّعا كند كه دفع اين پول به منظور پرداخت دينى است كه در مقابل آن رهن قرار دارد قول او و ادّعايش را بر ادّعاء طرف مخالف مقدّم مىدارند.
مسئله دوازدهم
اگر راهن و مرتهن در ثمنى كه رهن را به آن مىفروشند با هم اختلاف و نزاع داشتند. حكم اين است كه آنرا به نقد و پولى كه بطور غالب در شهر رايج است بايد بفروشند و اگر در شهر دو نقد رايج باشد وظيفه آن است كه وثيقه را به نقدى بفروشند كه شباهت به حق مرتهن در ذمّه راهن دارد و در صورتى كه هيچ يك از دو نقد با حق مزبور شبيه نبودند لازم است نقد مورد معامله را حاكم معين كند.
كتاب حجر اسباب حجر
اسباب حجر [١] و منع شش تا است باين شرح:
١- صغر و عدم بلوغ.
٢- جنون و ديوانگى.
٣- بنده بودن.
٤- فلس و بىچيز بودن.
٥- سفاهت و فقد رشد فكرى.
٦- مرض و بيمارى كه با آن از دنيا بروند.
[١] كلمه « حجر » بفتح حاء و سكون جيم بمعناى منع و بازداشتن است و در اصطلاح فقها آن است كه بدهكار را از تصرّفات در مالش باز مىدارند و براى آن شرايط و خصوصياتى است كه در كتب فقهى مسطور مىباشد.